شمس الدين احمد

103

خزائن الملوك ( فارسى )

و در حين شدت احتياج باخراج هواى دخانى حركت انقباض قوىتر هشتم بطى و وى ضد سريع باشد و اسباب اين ضد اسبابش و گاه باشد كه از درد نفس بطى رو نمايد نهم متواتر و وى آنست كه زمان ميان تنفسها كوتاه باشد و سبب اين بسيارى حاجت باشد به حدى كه بعظمى و سريعى كفايت نشود و باشد كه بنا بر آفت آلات تنفس نفس از عظمى بتواتر بازگردد و بقراط گفته كه از نفس متواتر شش خشك شود و آلات تنفس مانده گردد دهم بارد و ماهيت وى پرظاهرست و اين علامت سرد شدن دل و بطلان حرارت غريزى بود خاصه اگر نمناك باشد يازدهم مختلف و اختلافات اين نوع مانند اختلافات نبض باشد و اسباب اين همچو اسباب آن دوازدهم متضاعف و اين را متضاعف از ان گويند كه حركت انبساط يا حركت انقباض به دو حركت تمام شود همچو دم كودكان در ميانهء گريستن لهذا نفس البكا نيز نامند و سبب اين شدت حاجت و بودن آفت در آلات تنفس و ضعف قوت مىباشد و بيشتر در ورم كبد و طحال و تشنج و امراض حاده بمنصهء ظهور مىرسد و علامت بد باشد سيزدهم نفس المنخرى و وى چنان باشد كه هنگام دم زدن كناره پرهء بينى را كه بتازى منخر گويند بجنباند و حدوث اين نوع از ضعف قوت و ضيق منافذ بباعث خناق يا افتادن خلط در ان صورت مىبندد چهاردهم منتن و سبب اين نوع عفونت سينه بود و فرق در ميان نفس منتن و بخر آنست كه در نفس منتن ظهور نتن در حين انقباض باشد و در بخر پيوسته دهن عليل بوى گنده دهد پانزدهم عسر النفس كه نفس العسر و ضيق النفس هم خوانند و وى بدان ماند كه گويا گذرهاى دم زدن و منافذ هوا گرفته است و سبب اين الم آلات تنفس و افتادن خلط غليظ در منافذ باشد و گاهى جنبيدن اخلاط و مستفرغ ناشدن آنها از داروى مسهل و حقنهء حاده باعث دشوارى دم زدن شود و همچنين گاهى در اورام اغشيهء باطنه فصد كنند و خون از ما يحتاج كمتر گيرند پس بنا بر تحريك خون عسر نفس پديد آيد شانزدهم تقلص الحجاب و اين چنان باشد كه بسبب استيلاى سوء مزاج حار يابس مفرط غشاى مستبطن سينه و پهلوها بتقلص گرائيده بسوى بالا برآيد و سوء تنفس رو نمايد درجك ثالث در علامات نبض بدان كه نبض حركتىست انبساطى و انقباضى از اوعيهء روح كه قلب و شرائين ست بسط او جهت تعديل روح‌ست به نسيم و قبض او جهت اخراج فضلات محترقهء اوست و عند الجمهور حركت نبض مكانىست و نزد قرشى وضعى و تفصيل حركت اينى و وضعى و كمى و كيفى سابق در بحث حركت و سكون بدنى تحرير يافته و قال الاطباء ان النبض يخبر عن حال القلب و ما هو عليه من الكيفيات الاربع و القوة و الضعف و قال محمد زكريا الرازى رداءة النبض و ضعفه فى كل علة ردية و جودته و قوته فى كل علة جيد لان القلب اذا صلح صلح